خرید بک لینک

یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود

 Y A L L O Q  

 

 

 

 

به آهنگ وب گوش بده ...

Image result for listen

   

 

​ تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com ​

 

 

 

 

لارا فابیان، خواننده و ترانه سرای متولد ۹ ژانویه ۱۹۷۰ در بلژیک.

لارا از پدری بلژیکی و مادری ایتالیایی متولد شد و پنج سال اول زندگی خود را

در ایتالیا گذراند. پس از آن به همراه خانواده به بلژیک مهاجرت کرد و به تشویق پدر

گیتاریست خود در کلاس‌های آوازخوانی حضور پیدا کرد.

او در ۱۶ سالگی اولین آهنگ خود را می‌سازد و در ۲۰ سالگی

با ریک آلیسون (Rick Alison) آهنگساز و ترانه‌سرا، اشنا می‌شود

و به همراه او به کانادا مهاجرت می‌کند.

لارا و ریک اولین آلبوم خود را به زبان فرانسه

به نام “لارا فابیان” در کانادا منتشر می‌کنند که

با اقبال عمومی مواجه می‌شود.

 تسلط او به زبان‌های مختلف از او یک چهره ی بین‌المللی محبوب ساخت.

او کار خود را با زبان فرانسه آغاز کرد و بعدها به زبان

انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی و روسی ترانه‌هایی را اجرا کرد که

باعث افزایش محبوبیت او در بین مردم شد.

آهنگ ترکی “مرا با خود ببر” که با مصطفی ججیلی

به زبان ترکی اجرا کرد ۱۹ هفته در لیست ۱۰ آهنگ برتر ترکیه قرار گرفت.

 

بپذير، راه‌هاي ديگري هم هست كه به جدايي برسد
اگر به سوي روشن مي‌نگريستيم، به ياري‌مان مي‌شتافت
در اين سكوت تلخ، بر آنم كه ببخشايمت
اين خطايي است كه در زيادتي عشق سر مي‌زند
بپذير، (کودکی) در من هماره تو را خواسته است
تو را كه شبيه مادري بوده‌اي، ياور و پناهگاه من
مي‌خواهم اين آواز را برايت بخوانم كه ما يكديگر را ترك نمي‌كنيم
در ميانه‌ي واژه‌ها و رؤياهايي كه فريادشان مي‌كنم:

دوستت دارم، دوستت دارم
مثل يك ديوانه، مثل يك سرباز
مثل يك ستاره‌ي سينما
دوستت دارم، دوستت دارم
بسان يك گرگ، بسان يك پادشاه
بسان انساني كه من نيستم
مي‌داني، اين‌گونه‌ات دوست دارم

بپذير، در تمام غم‌ها و رازهايم به تو اعتماد كردم
حتي آنها كه با نگاهبانان اعتراف ‌ناكرده برادرند
در اين خانه‌ي سنگي
شيطان رقص ما را به ‌تماشا نشست
جنگِ تن‌به‌تن را چنان مي‌خواستم كه صلح بيافريند

 

 

D’accord, il existait d’autres façons de se quitter
Quelques éclats de verres auraient peut être pu nous aider
Dans ce silence amer, j’ai décidé de pardoer
Les erreurs qu’on peut faire à trop s’aimer
D’accord la petite fille en moi souvent te réclamait
Presque comme une mère, tu me bordais, me protégais
Je t’ai volé ce sang qu’on n’aurait pas dû partager
A bout des mots, des rêves je vais crier

Je t’aime, je t’aime 
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t’aime, je t’aime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça 

D’accord je t’ai confié tous mes sourires, tous mes secrets
Même ceux, dont seul un frère est le gardien inavoué 
Dans cette maison de pierre,
Satan nous regardait danser
J’ai tant voulu la guerre de corps qui se faisaient la paix

Je t’aime, je t’aime 
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinéma
Je t’aime, je t’aime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça 

Je t'aime, je t'aime
Comme un fou comme un soldat
Comme une star de cinema
Je t'aime, je t'aime, je t'aime, je t'aime, je t'aime, je t'aime
Comme un loup comme un roi
Comme un homme que je ne suis pas
Tu vois, je t’aime comme ça

 

Je Suis Malade

Je ne rêve plus, je ne fume plus
Je n'ai même plus d'histoire
Je suis sale sans toi, je suis laide sans toi
Comme une orpheline dans un dortoir

Je n'ai plus envie de vivre ma vie
Ma vie cesse quand tu pars
Je n'ai plus de vie et même mon lit
Se transforme en quai de gare
Quand tu t'en vas

Je suis malade
Complètement malade
Comme quand ma mère sortait le soir
Et qu'elle me laissait seule avec
Mon désespoir

Je suis malade
Parfaitement malade
T'arrives on ne sait jamais quand
Tu pars on ne sait jamais où
Et ça va faire bientôt deux ans
Que tu t'en fous

Comme à un rocher, comme à un péché
Je suis accrochée à toi
Je suis fatiguée, je suis épuisée
De faire semblant d'être heureuse quand ils sont là

Je bois toutes les nuits et tous les whiskies
Pour moi ont le même goût

 

 

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


 

 

 

شارل آزناوور Charles Aznavour

از بزرگترین خوانندگان موسیقی کلاسیک فرانسه است.
وی به تازگی و در سن 94 سالگی درگذشت.
او قطعات به یادماندنی و شاهکار زیادی را به زبان فرانسوی خوانده است.

متن و ترجمه آهنگ فرانسوی

La Bohème از Charles Aznavor

Je vous parle d’un temps

میخوام براتون از روزگاری بگم

Que les moins de vingt ans

که کمتر از بیست ساله ها

Ne peuvent pas coaître

درکش نمیکنن ( کسانی درکش میکنن که بیش از بیست سال سن دارن )

Montmartre en ce temps-là

از روزهایی که مونمارتر ( یک تپه بزرگ در پاریس )

Accrochait ses lilas

یاسهایش را آویخته بود

Jusque sous nos fenêtres

Et si l’humble garni

Qui nous servait de nid

Ne payait pas de mine

C’est là qu’on s’est cou

و اونجا بود که ما همدیگه رو شناختیم

Moi qui criait famine

من گریه کنان از گرسنگی بودم

و تو لباس خوبی نداشتی

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

Ça voulait dire on est heureux

این بدین معناست که ما خوشبخت بودیم

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

 

Nous ne mangions qu’un jour sur deux

ما یک روز در میان غذا میخوردیم

Dans les cafés voisins

در کافه هایی که تو همسایگی مون بودن

Nous étions quelques-uns

Qui attendions la gloire

به دنبال بزرگی و عظمت می گشتند

Et bien que miséreux

Avec le ventre creux

Nous ne cessions d’y croire

ما دست از ایمان بر نمی داشتیم

Et quand quelque bistro

Contre un bon repas chaud

در برابر یه وعده غذایی گرم خوب

Nous prenait une toile

تابلو نقاشی می خواست

Nous récitions des vers

Groupés autour du poêle

دور آتیش جمع می شدیم

تا زمستون رو فراموش کنیم

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

Ça voulait dire tu es jolie

این بدین معناست که تو زیبایی

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

Et nous avions tous du génie

و ما نبوغ داشتیم ( باهوش بودیم )

Souvent il m’arrivait

Devant mon chevalet

در مقابل سه پایه نقاشی

De passer des nuits blanches

 

 

 

Et ce n’est qu’au matin

Qu’on s’assayait enfin

و در نهایت می نشستیم

Devant un café-crème

در مقابل لیوان شیر قهوه مون

خسته اما خوشحال

Fallait-il que l’on s’aime

(برای این نوع زندگی)ما بایستی خیلی عاشق هم می بودیم

Et qu’on aime la vie

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

Ça voulait dire on a vingt ans

این بدین معناست که بیست سال مون بود

La bohème, la bohème

ما خوشبخت بودیم, ما خوشبخت بودیم

Et nous vivions de l’air du temps

و ما در زمان زندگی میکردیم

Quand au hasard des jours

وقتی یک روز بطور اتفاقی

Je m’en vais faire un tour

A mon anciee adresse

Je ne recoais plus

Ni les murs, ni les rues

نه دیوار رو و نه خیابون رو

Qui ont vu ma jeunesse

که نشونه ی جوونی هام بود

En haut d’un escalier

Je cherche l’atelier

به دنبال کارگاه نقاشی میگردم

Dont plus rien ne subsiste

که هیچ چیزی ازش باقی نمونده

Dans son nouveau décor

به خاطر دکور جدید ( ظاهر جدید )

Montmartre semble triste

مونمارتر به نظرم غمگینه

Et les lilas sont morts

On était jeunes, on était fous

ما جوون بودیم, ما دیوونه بودیم

Ça ne veut plus rien dire du tout

این بدین معناست که اینا دیگر برای کسی ارزشی ندارند

 


برچسب‌ها: Charles_Aznavor, La_Bohème, Lara_Fabianمتن_و_ترجمه_آهنگ_فرانسوی
نوشته شده در ساعت توسط Y A L L O Q|


آخرين مطالب
» حرفی برای گفتن
» پنجره های بی کسی ...
» خالی ...
» شرح زندگی من
» دوست مجازی من ...
» ده سالگی وبلاگ *YALLOQ
» اگه از پنجره ی چشمای من ...
» بشوی اوراق اگر همدرس مایی ...
» دو کلمه حرف حساب ...
» آنچه نپاید ...   دلبستگی را نشاید ...

 Design By : Pichak 

<!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

برچسب: نویسنده: حدیث حسینیان تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 22:26

صفحه بندی